العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

364

شرح كشف المراد ( فارسى )

2 - اين فعل خارق العاده از ناحيه خداوند باشد نظير احياء موتى باذن اللّه و يا با امر خداوند باشد نظير الق عصاك فاذا هى حية . . . نه بر اساس رياضتهاى نفسانيه و باطلهء شيطانى كه براى مرتاض حاصل مىشود زيرا كه اين براى هر كسى با رياضت مقدور است . 3 - انجام اين عمل خارق العاده در دوران تكليف بشر [ مثل دورانهاى انبياء تا دوران ما و تا زمانى كه علائم و آثار قيامت بروز كند ] باشد پس در نزديكهاى قيامت كه اوضاع جهان درهم مىريزد و عادتها شكسته مىشود در آن عصر اگر كسى كار خارق العاده‌اى بكند دليل بر نبوت او نمىشود و سند حقانيت نيست . 4 - اظهار معجزه همراه با ادعاى نبوت و پيامبرى باشد يعنى بدنبال ادعاى نبوت چنين كارى از او صادر شود بنا بر اين كارهاى شگفت‌آور صلحاء و اولياء الهى و ائمه ( عليهم السلام ) معجزه نيست بلكه كرامت نام دارد . 5 - عمل يك عمل خارق العاده باشد نه مطابق عادت مثلا طلوع شمس از مشرق عادى و معمول است و اژدها شدن بچهء مار نيز طبق قانون تكامل است ولى طلوع شمس از مغرب عالم خارق العاده است يا اژدها شدن عصاى چوبين خرق عادت است و معجزه بايد از نوع خرق عادت باشد و گرنه معجزه نيست . بقول آن بندهء خدا : از كرامات شيخ ما اينست * شيره را خورد و گفت شيرين است . 6 - اين كار خارق العادة بايد مطابق با ادعاى آن مدعى نبوت باشد يعنى اگر ادعا مىكند كه مىتواند كور مادر زاد را شفا دهد واقعا شفا دهد نه اينكه با دست كشيدن بر سر او علاوه بر كورى كرى را هم بيافزايد و قوز بالاى قوز شود بنا بر اين اعمال خارق العاده‌اى كه از امثال مسيلمه كذاب نقل